تبليغاتX
ندای ارامش
دوشنبه سی و یکم تیر 1387
امروز را دریاب ...

امروز را دریاب

 

که این زندگی است و جوهر حیات

 

در طول مدت زمان کوتاه ان،تمامی واقعیت های زندگی ما گنجانده شده است :

 

موهبت رشد

 

شکوه جنبش

 

و جلال زیبایی

 

اری دیروز جز خاطره ای بیش نیست

 

و فردا فقط یک رویاست.

 

اما اگر امروز را خوب زندگی کنی

 

تمام دیروز هایت به خاطره ای خوش

 

و تمام فردا هایت به رویا های امید تبدیل خواهد شد.

 

بنابراین امروز را خوب دریاب،

 

امروز، سراغاز طلوع است

 

 

 

 

نوشته شده توسط نارانانی در 19:24 | | لینک به این مطلب
شنبه یازدهم خرداد 1387
شعار نه !!! شعور

زندگی کن و بگذار که زندگی کنند

 

از حداکثر موهبت های زندگی استفاده کن

 

از دیگران انتقاد نکن

 

درباره ی دیگران قضاوت نکن و به کار دیگران کاری نداشته باش

 

در کارها مهمترین و بیشترین را انجام بده ، زیرا که راه خوبی برای تنظیم وقت و توان است

 

بدون فکر عمل نکن

 

با سخن و لحن تند و بی ادبانه با دیگران صحبت نکن

 

به راههای بهبود خویشتن فکر کن

 

درباره ی هر تصمیمی اول فکر کن بعد تصمیم بگیر

 

راز موفقیت در ارامش است

 

شتاب و عجله ، وقت و کوشش شما را خنثی میکند

 

ارام باش و از درگیری ها و تنش ها و کارهای شتاب الود اجتناب کن

 

کارها را به خداوند بسپار .ما نمی توانیم تمام دشواری های جهان ، خانواده و دوستانمان را حل کنیم .

 

بگذار خداوند کارها را روبه راه کند

 

توجه داشته باش که امروز مهمترین روز زندگی توست .بیشترین استفاده را از امروز بکن. دیروز را

 

فراموش کن . به فکر فردا هم نباش.

از دیگران یاد بگیر ، همواره موارد باارزشی برای اموختن وجود دارد

نوشته شده توسط نارانانی در 12:48 | | لینک به این مطلب
شنبه چهارم خرداد 1387
تشکر
با سلام

 این پست رو برای عزیزانی مینویسم که  من رو  مورد لطف خودشون قرار میدن" به خصوص دوستان عزیز بهبودی"

دوست عزیز ی به نام ایمان کامنتی برای من گذاشتند که بهتر دیدم برای شما عزیزان هم بنویسم .

"  بنام خودت
امروز زنده ام و معترف به اینکه من حقم را در همین دنیا گرفتم.
سهم من از این زندگی مرگ در انزوا بود اما ...
امروز زنده ام به 1 دلیل و بزرگترین دلیل: که کارهای تو را بر روی زمین انجام دهم.
روزی دستی مرا از زمین بلند کرد و امروز دست تو با جسم من افتادگان را از زمین بلند خواهد کرد.
به امید رسیدن به لیاقت "

ایمان عزیز از بابت بهبودی تون خوشحالم و براتون ارزوی موفقیت دارم.از صمیم قلبم به شما و به تمام همدرد هاتون تبریک میگم که با بهبودی تونستید حقتون رو از زندگی بگیرد .

من خودم با این که معتاد نبودم اما ۲۷ سال با پدری زندگی کردم که معتاد بود . اما به لطف خدا و به کمک این انجمن الان چیزی به جشن ۱ سالگیش نمونده . از این بابت خیلی خوشحالم و خدا رو شاکرم.

و خوشحالیم وقتی به اوج خودش میرسه که روز به روز به تعداد دوستانه بهبودیم اضافه میشه .برای تمام شما عزیزان اروزی خوشبختی دارم .ارزوی من بهبودی تمام معتادان

به امید اون روز ....

خواهر شما زهره

 

 

نوشته شده توسط نارانانی در 13:2 | | لینک به این مطلب
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
علائم هشدار دهنده عود بیماری اعتیاد و نزدیک شدن به لغزش

 

تذکر:علائم هشدار دهنده زیر به ترتیب شماره جدی تر می شوند و در آخر به بازگشت کامل به اعتیاد معمولا پیش رونده نیز می باشند.

 

۱)ترس و عدم اطمینان از اینکه آیا قادر خواهید بود که پاکی خود را همچنان حفظ کنید

۲)انکار جدی بودن اعتیادتان .

٣)قانع کردن خود و باور اینکه دیگر هرگز مصرف نخواهید کرد.

٤)سعی افراطی در تحمیل پاکی به دیگران و یا اظهار نظر و دخالت در مورد کیفیت بازیابی دیگران.

٥)حالت دفاعی به خود گرفتن وقتی راجع به خودتان حرف می زنید.

٦)رفتار افراطی- عدم انعطاف-رفتارتکراری و تکرار در روش های مقابله با زندگی.

٧)عکس العمل های لحظه ای – عکس العمل شدید در مقابل استرس(فشار روحی)

٨)انزواطلبی-دوری گزینی از دیگران

٩)دید تونلی-توجه افراطی به مسائل کم اهمیت –مشغولیت فکری-تمرکز روی فقط قسمت کوچکی از زندگی (مشابه با نگاه کردن از سوراخ یک لوله باریک و دیدن تنها یک محدوده کوچک)

١٠)افسردگی خفیف

١١)از دست دادن قابلیت برنامه ریزی سازنده زندگی.

١٢)منجر به شکست شدن اهداف به دلیل غفلت.

١٣)خیال پردازی و تفکر آرمانی(اگه می شد که)

١٤)احساس درماندگی و اینکه اوضاع لاینحل شده

١٥)انتظار اینکه اوضاع به طور معجزه آسایی تغییر خواهد کرد و همه چیز درست خواهد شد.

١٦)سردرگمی و اغتشاش فکری بیش از اندازه.

١٧)عصبانیت و تحریک پذیری در هنگام صحبت با دوستانی که به نوعی مشکلتان را به شما یادآوری می کنند.

١٨)به سادگی عصبانی شدن و بروز عکس العمل شدید.

١٩)بهم خوردن عادات تغذیه –زمان-دفعات-مقدار

٢٠)بلاتکلیفی و بی هدف بودن – ناتوانی در آغاز نمودن فعالیت ها یا پروژه های جدید و احساس اسارت.

٢١)بهم خوردن خواب. کم خوابی – پر خوابی

٢٢)عدم رسیدگی به برنامه های روزانه. درهم ریختن عادات مثبت روزانه.

٢3)افسردگی عمیق

٢٤)حضور نامرتب در جلسات درمانی و توسل جستن به بهانه های مختلف

٢٥)بی خیالی به مفهوم واقعی کلمه – ظاهرا بی تفاوت باطنا درمانده.

٢٦)عملا امتناع ورزیدن از دریافت کمک از دیگران.

٢٧)ناراضی شدن از زندگی – (اوضاع آنقدر خراب شده که بر فرض هم اگر چیزی بزنم فرقی نخواهد کرد.)

٢٨)احساس عاجز شدن و ناامیدی نسبت به دریافت کمک .

٢٩)تاسف به حال خود من بدبخت و بیچاره

٣٠)فکر مصرف کردن به نوع کنترل شده. حالا اگر یک بار بزنم...

٣١)دروغگویی آگاهانه – انکار واقعیات و توجیه کردن به طور پی در پی

٣٢)از دست دادن کامل اعتماد به نفس

٣٣)رنجش غیر منطقی – تقصیر را به گردن همه انداختن.

٣٤)قطع کامل درمان – هیچکس نمی تواند به من کمک کند و از این قبیل...

٣٥)احساس شدید تنهایی – سرخوردگی – عصبانیت و فشار عصبی.

٣٦)شروع به مصرف کنترل شده یک ماده شیمیایی.

٣٧)از دست دادن کنترل مصرف ماده شیمیایی.

٣٨)مصرف افراطی و برگشت کامل اعتیاد

کتاب طلایی معتادان گمنام

 

 

نوشته شده توسط نارانانی در 20:57 | | لینک به این مطلب
شنبه سی و یکم فروردین 1387
اعتیاد زنان، اسیبی که جدی گرفته نمیشود.؟!

تصوری که از اعتیاد در جامعه ی ما وجود داره باعث شده همه فکر کنند این معظل پدیده ای مردانه ست و اعتقاد بر اینه که زن ها کمتر از مردها معتاد میشن  .بخصوص در کشور ما حتي سيگار کشيدن زنان و دختران باعث تعجب میشه  شايد دلیلش این باشه که  اعتياد با نقش آشناي همسر و مادري مهربان و دلسوز در جامعه ايراني همخواني نداره .

وسعت و ماهیت اعتیاد دربین  زنان کشور ما  کم‌تر شناخته شده است. و جالب این جاست !! زنان ما نسبت به مردان  اگاهی کمتری از این پدیده دارند و باید با صراحت تمام این رو یاداوری کنم که اعتیاد زنان در ایران اسیبی ست که جدی گرفته نمیشه  ؟

مطلبی که نمیشه به سادگی از اون گذشت این که مصرف مواد در زنان ناهنجار تر از مردان تلقی میشه و  متاسفانه اغلب افراد اعتياد را در زنان يک موضوع غير اخلاقي در نظر مي گيرند تا يک بيماري!

در حال حاضر در کشور ما هیچ نوع خدمات اختصاصی برای اعتیاد زنان وجود نداره و اکثر این مراکز به مردها اختصاص دارند و با توجه به  برچسبهايي که به يک زن و دختر معتاد در جامعه ما زده مي شود کمتر زنی به این مرکز مراجعه میکنه و خود این مسئله باعث شده  اعتیاد دربین  زنان و دختران پنهان بمونه و و بخش قابل توجهي از جمعيت معتادان زن در کشورما  درآمار گنجانده نشه ؟! و مسائلی از این قبیل دست به دست هم میدهد تا شیوع اعتیاد در زنان کمتر از میزان واقعی خود تخمین زده شود ؟ ( البه در کشور ما) و باید گفت این گونه نگرش های اجتماعی منفی یک مانع بزرگی شده در را درمان اعتیاد زنان .

چیزی که کاملا مشخصه این که  زنان معتاد خیلی آسيب پذيرتر از مردان معتاد هستند ،   مصرف مواد در زنان  با آسيب هاي اجتماعي از جمله فرار از خانه، روسپيگري و خشونت و خیلی از اسیبهای دیگر  همراه است. وما  نباید فراموش کنیم وقتی يک زن گرفتار اعتياد مي شود ،فقط خودش اسیب نمی بیند . بلکه مصرف مواد در زنان، فرزندان و خانواده آنها را نيز تحت تاثير قرار مي دهد.

و این جاست فاجعه فرارتر از ان چیزی می شود  که ما تصور میکنیم .نمیتوانم امار دقیقی از زنان معتاد ارائه دهم چون امار دقیقی در دست نیست و اگر هم باشد نمیشود به این امار استنداد کرد چون امار دقیقی نیست برای من جای سوال است که این حکومت چرا در قبال  بیرون امدن یک تار موی زنان این طور واکنش نشان میدهد ولی در برابر این فاجعه ی اجتماعی که گریبانگیر جامعه شده هیچ عکس العملی ازخود نشان نمیدهد ؟؟

 

زنان 32 میلیون از جامعه ایرانی رو تشکیل میدهند و هميشه خواستن  بالاترين محدوديتها و فشارهاي اجتماعي را از طرق مختلف بر آنان وارد کنند و زنان اگاه ایرانی رو در انحطاط و سکوت قرار بدهند اما غافل از این که این قشر ارامش قبل از طوفان را نوید میدهند .

 

نوشته شده توسط نارانانی در 13:29 | | لینک به این مطلب
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387
فقط براي امروز

به خودت بگو : فقط براي امروز ، افكارم را بر روي بهبوديم متمركز خواهم كرد ، زندگي مي كنم و بدون مصرف هيچگونه ماده مخدري روز خوبي خواهم داشت .

فقط براي امروز ، به كسي در معتادان گمنام اعتماد خواهم كرد ، كسي كه مرا باور مي كند و مي خواهد در بهبوديم به من كمك كند .

فقط براي امروز ، براي خود برنامه اي خواهم داشت و به بهترين شكلي كه بتوانم آنرا دنبال خواهم كرد .

فقط براي امروز ، سعي خواهم كرد كه به كمك انجمن ، از زاويه بهتري به زندگيم نگاه كنم .

فقط براي امروز ، ترسي نخواهم داشت .

فقط براي امروز ، به روابط تازه ام و آنها كه چيزي مصرف نمي كنند و راه تازه اي براي زندگي پيدا كرده اند فكر خواهم كرد .

تا مادامي كه اين راه را دنبال كنم از هيچ چيز واهمه نخواهم داشت .

 

 

نوشته شده توسط نارانانی در 14:17 | | لینک به این مطلب
جمعه شانزدهم فروردین 1387
قدم سوم تا دوازدهم

3.ما تصميم گرفتيم كه اراده و زندگي خود را به خداوند ، بدانگونه كه او را درك مي كرديم ، بسپاريم .

4.ما يك ترازنامه اخلاقي ، بي باكانه و جستجو گرانه از خود تهيه كرديم .

5.ما چگونگي دقيق خطاهاي خود را به خداوند ، به خودمان و به يك انسان ديگر اقرار كرديم .

6.ما كاملاّ آماده شديم كه خداوند تمام اين نواقص شخصيتي ما را برطرف كند .

7.ما با فروتني از او خواستيم كه كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.

8.ما فهرستي از تمام كساني كه آزار داده بوديم تهيه كرديم و خواستار جبران خسارت از تمام آنان شديم .

9.ما به طور مستقيم در هر جا كه امكان داشت از اين افراد جبران خسارت نموديم ، مگر در مواردي كه اجراي اين امر به ايشان يا ديگران زيان وارد نمايد .

10.ما به تهيه ترازنامه شخصي خود ادامه داديم و هر گاه در اشتباه بوديم سريعاّ بدان اقرار نموديم .

11.ما از راه دعا و تفكر جوياي بهتر نمودن رابطة آگاهانه با خداوند ، بدانگونه كه او را درك مي كرديم ، و دعا كرديم ، فقط براي آگاهي از ارادة او براي خودمان و قدرتي كه آنرا به انجام رسانيم .

12. با يك بيداري روحاني كه در نتيجه اين قدم ها پيدا كرديم ما سعي نموديم اين پيام را به معتادان برسانيم و اين اصول را در تمام امور خود به اجرا در آوريم .

 

نوشته شده توسط نارانانی در 17:47 | | لینک به این مطلب
دوشنبه ششم اسفند 1386
قدم دوم

ما به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر میتواند سلامت عقل را به ما بازگرداند

 

اگر ما انتظار بهبودی پابرجایی داریم قدم دوم برایمان ضروری است . قدم اول ما را در نیاز به باور چیزی که بتواند در مورد عجز، بیهودگی و درماندگی به ما کمک کند باقی می گذارد.

قدم اول خلائی در زندگی ما باقی گذاشته لازم است برای پر کردن این جای خالی چیزی پیدا کنیم .هدف قدم دوم همین است .

بعضی از ما این قدم را در وحله ی اول جدی نگرفتیم و از ان سرسری گذشتیم اما بعدا متوجه شدیم که تا قدم دوم را کار نکنیم ، قدم های بعدی کار نخواهند کرد . حتی وقتی ما اقرار کردیم که در مورد مشکل مواد مخدر احتیاج به کمک داریم ، بسیاری از ما نمی خواستیم نیاز به ایمان ، یا سلامت عقل را اعتراف کنیم .

ما بیماری داریم که پیش رونده لاعلاج و مهلک است . هر یک از ما به طرق مختلف خریدار نابودی خود به اقساط بوده ایم!!!!

همگی ما از هروئینی کیف قاپ گرفته تا خانم محترم پیری که از دو سه دکتر متفاوت نسخه های مختلف می گیرد یک وجه مشترک داریم .

ما نابودی خود را یک گرم یک گرم ، یک قرص یک قرص و یک بطر یک بطر دنبال می کنیم تا بمیریم.

این حداقل قسمتی از دیوانگی اعتیاد است . شاید به نظر برسد معتادی که برای یک بار مصرف خودفروشی می کند ، از معتادی که فقط به دکتر خود دروغ می گوید بهای سنگین تری میردازد! اما فرقی نمی کند نهایتا هر دوی ان ها با جان خود بهای بیماری شان را می پردازند .

دیوانگی یعنی تکرار یک اشتباه و انتظار نتیجه ی متفاوت.

بساری از ما پس از پیوستن به برنامه متوجه شدیم که در گذشته با ان که میدانستیم مشغول نابود کردن خود هستیم ، اما دوباره و دوباره مصرف را از سر می گرفتیم .

دیوانگی این است که با علم به این که مصرف مواد مخدر جسم ، روح و زندگی مان را نابود می کند باز هم هر روز به همان کار ادامه دهیم . اشکارترین جنبه ی دیوانگی بیماری اعتیاد ، وسوسه ی مصرف مواد مخدر است .

از خودتان سوال کنید ، ایا باور دارم که این دیوانگی است که به کسی بگویم " ممکنه خواهش کنم ترتیب یک سکته قلبی و یا یک تصادف کشنده رو برام بدین؟ "اگر قبول دارید که دیوانگی است . با قدم دوم مشکلی نخواهید داشت

نوشته شده توسط نارانانی در 10:20 | | لینک به این مطلب
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
تقدیم به تمام افتادگان به پا خواسته

پیش از ان که واپسین نفس را برارم

 

پیش از ان که پرده فرو افتد

 

پیش از پژمردن اخرین گل

 

برانم که زندگی کنم

 

بر انم که عشق بورزم

 

برانم که باشم

 

در این جهان ظلمانی

 

در این روزگار سرشار از فجایع

 

در این دنیای پر از کینه

 

نزد کسانی که نیازمنده منند

 

کسانی که نیازمند ایشانم

 

کسانی که ستایش انگیزند

 

تا دریابم

 

شگفتی کنم

 

باز شناسم

 

کم ....

 

که می توانم باشم

 

که می خواهم باشم

 

تا روزها بی ثمر نماند

 

ساعت ها جان یابد

 

لحظه ها گران بار شود

 

هنگامی که می خندم

 

هنگامی که میگریم

 

هنگامی که لب فرو میبندم

 

در سفرم به سوی تو

 

به سوی خود به سوی خدا

 

که راهی است نا شناخته

 

پر خار ناهموار

 

گاهی که باری در ان گام می گذارم

 

که قدم نهاده ام و سر بازگشت ندارم

 

بی ان که دیده باشم شکوفایی گلها را

 

بی ان که شنیده باشم خروش رودها را

 

بی ان که به شگفت در ایم از زیبایی حیات

 

اکنون مرگ میتواند  به پرواز اید

 

اکنون میتوانم به راه افتم

 

اکنون می توانم بگویم که زندگی کرده ام ......

 

 

 

 

نوشته شده توسط نارانانی در 11:44 | | لینک به این مطلب
شنبه سیزدهم بهمن 1386
دعای قدم اول

 

 بار الهی

 

 

در این قدم یارییمان کن تا شاخ کلید تمام پلیدی ها و زشتی ها که همانا نا صداقتی است از خود دور کنیم  و به ما شهامت و شجاعتی عطا کن تا با واقعیت بیماری خود صادقانه رو به رو شویم.

                                                                                                                         ( امین )

نوشته شده توسط نارانانی در 23:6 | | لینک به این مطلب
جمعه دوازدهم بهمن 1386
قدم اول (بخش اخر)

حال این سوال است که : " اگر ما در برابر اعتیاد عاجز یم. معتادان گمنام چگونه می تواند به ما کمک کند؟"

ما کار خود را با درخواست کمک اغاز می کنیم.زیر بنای برنامه ی ما بر روی این اعتراف استوار شده است که ما از خود در برابر اعتیاد قدرتی نداریم. وقتی ما بتوانیم این واقعیت را بپذیریم اولین قسمت قدم اول را به اتمام رسانده ایم.

برای کامل کردن زیر بنا اقرار دوم نیز لازم است. اگر در اینجا متوقف شویم ، فقط به نیمی از حقیقت پی می بریم. ما در تحریف حقیقت بسیار کار کشته شده ایم . خیلی اسان از یک طرف می گوییم " بله من در مقابل اعتیاد عاجزم" و از طرف دیگر می گوییم " وقتی به زندگیم سر و سامان دادم ، دوباره می توانم با مواد مخدر کنار بیایم". این گونه افکار و رفتار بارها باعث شده است که اعتیاد مجددا فعال شود .هیچ وقت این فکر به مغزمان خطور نکرد که از خود بپرسیم " ما که نمی توانیم اعتیادمان را کنترل کنیم ، چطور می توانیم زندگی مان را اداره کنیم ؟" ما بدون مواد مخدر احساس بدبختی می کردیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.

 

 

عدم قابلیت اشتغال ، اوارگی  و تخریب ، به وضوح مشخصات یک زندگی غیر قابل اداره اند. خانواده های ما اکثرا از رفتار ما گیج ، حیران و مایوس می شوند و غالبا راه خود را جدا و ما را طرد می کنند.اما شاغل شدن پذیرش اجتماعی و بازگشت به خانواده معنایش این نیست که زندگی ما قابل اداره شده است .پذیرفته شدن در اجتماع ، مفهومش بهبودی نیست.

 

ما دریافتیم که هیچ راهی جز تغییر کامل طرز تفکر قبلی خود نداریم. والا دوباره مصرف را شروع می کنیم.

وقتی ما حداکثر کوشش خود را به کار می بریم این برنامه برای ما هم ، همان طور که برای دیگران کار کرده است کار می کند .وقتی ما دیگر نتوانیم عقاید کهنه ی خود را تحمل کنیم ، تغییر شروع می شود. از ان زمان به بعد ما شروع به درک این مطلب کردیم که هر روز پاک یک روز موفق است و فرقی نمی کند که چه اتفاقی افتاده باشد . تسلیم شدن مفهومش این است که دیگر نیازی به جنگیدن نداریم . ما اعتیاد و زندگی را همان طور که هست می پذیریم . ما امادگی انجام هر کاری را که برای پاک مانده لازم باشد پیدا می کنیم حتی اگر ان را دوست نداشته باشیم.

 

 

قبل از برداشتن قدم اول ما همیشه پر از ترس و تردید بودیم.در این مرحله بسیاری از ما احساس گیجی و سردرگمی می کردیم. خود را از بقیه جدا می دانستیم. با به کار گیری این قدم ما تسلیم خود را به اصول معتادان گمنام اقرار کردیم.فقط پس از این است که می توانیم از احساس بیگانگی به خصوص اعتیاد خلاص شویم. کمک به ما فقط در نقطه ای که ما بتوانیم به شکست کامل خود اقرار کنیم شروع می شود . ممکن است ترسناک به نظر برسد اما زیر بنائی است که ما زندگی خود را بر روی ان بنیان گذاری می کنیم.

 

مفهموم قدم اول این است که ما دیگر مجبور به مصرف نیستیم. این برای ما ازادی بسیار بزرگی است .

برای برخی از ما مدتها طول کشید تا متوجه شدیم که زندگی مان غیر قابل اداره شده است . برای بعضی دیگر نداشتن اختیار زندگیتنها مطلبی بود که کاملا برای شان روشن بود.ما قبلا می دانستیم که مواد مخدر می تواند ما را به کسانی که نمی خواستیم باشیم تبدیل کند.

 

با پاک بودن و کار کردن این قدم ، ما از غل و زنجیر خلاص می شویم. اما هیچ یک از این قدم ها را نمیتوان با جادو انجام داد . ما فقط صحبت از قدم ها نمی کنیم ، بلکه یاد می گیریم که چطور انها را زندگی کنیم و ارمغان های این برنامه را شخصا تجربه می کنیم.

 

 

ما امیدمان را پیدا کرده ایم . اکنون می توانیم یاد بگیریم که چگونه در این دنیایی که در ان زندگی می کنیم عمل کنیم . ما می توانیم در زندگی مفهوم و هدف پیدا کنیم و از دیوانگی ، محرومیت و مرگ خلاص شویم.

وقتی ما به عجز و ناتوانی خود در اداره ی زندگی مان اقرار کنیم دریچه ای را برای دریافت کمک از یک نیروی برتر به روی خود باز کرده ایم .

 

این مهم نیست که ما از کجا امده ایم ، مهم این است که ما به کجا می رویم.

 

نوشته شده توسط نارانانی در 13:25 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم بهمن 1386
کمال این است و بس
گوهر خویش را هویدا کن

کمال این است و بس

خویش را در خویش پیدا کن

کمال این است و بس

چند میگویی سخن از درد و عیب دیگران؟

خویش را اول مداوا کن

کمال این است و بس

پند من بشنو

به جز با نفس شوم بد سرشت

با همه عالم مدارا کن

کمال این است و بس

چون به دست خویشتن بستی تو پای خویشتن

هم به دست خویشتن وا کن

کمال این است و بس

نوشته شده توسط نارانانی در 19:3 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هشتم بهمن 1386
از اهسته رشد کردن نترس از هنوز راکد ماندن بترس

بهبودی یعنی ........ به خود احترام گذاشتن

بهبودی یعنی ........ از درون تغییر کردن

بهبودی یعنی ........ رها شدن از تنهایی

بهبودی یعنی ........ قبول مسئولیت

بهبودی یعنی ....... به خود رسیدن

بهبودی یعنی ....... صداقت داشتن

بهبودی یعنی ....... منفی ها را به مثبت تبدیل کردن

بهبودی یعنی ........ با واقعیت روبه رو شدن

بهبودی یعنی ......... با احساسات واقعی خود در ارتباط بودن

بهبودی یعنی ......... ترس ها را به ایمان تبدیل کردن

بهبودی را تجربه کن .......... با شکوه است

نوشته شده توسط نارانانی در 18:52 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و یکم دی 1386
قدم اول
ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیاد مان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود............

فرقی نمی کند که ما چقدر و چه ماده ی مخدری مصرف می کردیم . در معتادان گمنام پاک ماندن می بایست در راس هر چیزی دیگری قرار گیرد. ما دریافتیم که نمی توانیم مواد مخدر مصرف کنیم و زنده بمانیم. وقتی ما به عجر خود و عدم توانایی در اداره ی زندگی مان اقرار کنیم، دریچه ی بهبودی را به روی خود باز کرده ایم.هیچ کس نمی توانست به ما بقبولاند که ما معتاد بوده ایم. این اقراری است که ما باید برای خود بکنیم. اگر بعضی از ما در این مورد تردید داشته باشیم ، از خودمان می پرسیم که " ایا می توانیم مصرف هر دارویی را که باعث تغییر حالت افکار و احساساتم شود کنترل کنم ؟"

وقتی مسئله کنترل مطرح می شود بیشتر معتادان فورا متوجه می شوند که چنین چیزی ممکن نیست . ما دریافتیم که مصرف خود را نمی توانیم به مدت طولانی کنترل کنیم. یک معتاد در مورد مواد مخدر اختیاری از خود ندارد. معنای عاجز بودن این است که ما مجبور باشیم بر خلاف اراده ی خود مصرف کنیم .اگر ما نتوانیم مصرف خود را متوقف کنیم چطور ممکن است به خود بگوییم که کنترل در دست ما ست . عدم توانائی در قطع مصرف – حتی با حداکثر اراده و خالص ترین خواسته به این حرف ما که می گوییم " ما مطلقا حق انتخاب نداریم " صحه می گذارد ، اما وقتی دیگر سعی نکنیم مصرف مان را توجیه کنیم حق انتخاب پیدا خواهیم کرد.

ما با عشق ، صداقت ، روشن بینی و تمایل وارد این انجمن نشده ایم،  ما به نقطه ای رسیده بودیم که به خاطر درد های جسمانی ، روانی و روحانی دیگر نمی توانستیم به مصرف مان ادامه دهیم و وقتی که مغلوب شدیم تمایل پیدا کردیم.

عدم توانایی ما در کنترل و مصرف مواد مخدر، یکی از علائم بیماری اعتیاد است.ما نه تنها در مقابل مواد مخدر ، بلکه در برابر اعتیاد نیز عاجزیم. ما باید به این واقعیت اقرار کنیم تا بهبود یابیم.اعتیاد یک بیماری جسمانی، روانی و روحانی است که در تمام قسمتهای زندگی ما اثر می گذارد .

جنبه ی جسمی بیماری ما ، مصرف اجباری و بدون اختیار است . یعنی : عدم توانایی در قطع مصرف به مجرد شروع.

جنبه ی روانی بیماری ما وسوسه و یا میل شدید مصرف است حتی وقتی که زندگی خود را نابود می کنیم

جنبه ی روحانی بیماری ما خودمحوری شدید ماست . ما احساس می کردیم که بر خلاف تمام شواهد موجود هر وقت که بخواهیم می توانیم از مصرف دست بر داریم . انکار ، جایگزین کردن ، توجیه کردن، دلیل اوردن، عدم اعتماد به دیگران، احساس گناه و خجالت ، اوارگی ، حقارت ، انزوا و از دست دادن اختیار ، همگی علائم و عوارض بیماری ما هستند . بیماری ما پیش رونده لاعلاج و کشنده است .دانستن این مطلب که مشکل ما یک بیماری است و نه یک ضعف اخلاقی بار سنگینی را از دوش اکثر ما بر می دارد

 

ما مسئول بیماری خود نیستیم ، اما مسئولیت بهبودی خود را بر عهده داریم بیشتر ما سعی می کردیم به تنهایی مصرف مان را قطع کنیم ، اما متوجه شدیم که چه با مواد مخدر و چه بدون ان نمی توانیم زندگی کنیم . سرانجام به این نتیجه رسیدیم که در مقابل اعتیادمان عاجزیم.

 

بسیاری از ما سعی کردیم که به صرف اراده مصرفمان را قطع کنیم اما این راه حل موقتی بود. عاقبت متوجه شدیم که اراده تنها نمی تواند در دراز مدت کارایی داشته باشد . ما راه حل هایی از قبیل: روانپزشکان ،بیمارستان ها ، مراکز باز پروری، روابط عاشقانه، شهرهای تازه و مشاغل جدید را ازمایش کردیم و به هر دری که زدیم با شکست مواجه شدیم . کم کم متوجه شدیم که برای موجه جلوه دادن خرابی هایی که مواد مخدر در زندگی مان به بار اورده از چه حرف های بی ربطی به عنوان دلیل استفاده کردیم .

 

اگر ما نتوانیم از هر گونه راه گریز دست بر داریم ، ارکان بهبودی مان در خطر خواهد بود . دست بر نداشتن از راه های گریز ما را از منافعی که این برنامه دارد محروم می کند . ما با تسلیم شدن خود را از شر تمام راه های گریز خلاص می کنیم . فقط و فقط پس از ان است که کمک به ما برای بهبودی از این بیماری میسر می شود.                

ادامه دارد ......

نوشته شده توسط نارانانی در 13:18 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه ششم دی 1386
بدون شرح

شاید این وبلاگ مناسب برای نوشتن این مطلب انتقادی نباشه ، ولی بی ربط هم نیست . مخاطب من افرادی هستند که با این انجمن اشنا هستند و میخوام اونا قضاوت کنن.امشب (6 دی ) ساعت 9 یه برنامه از شبکه اول پخش شد، که راجب ترک اعتیاد بود. من اتفاقی این برنامه را دیدم ولی موضوعی که باعث شد این برنامه را تا اخر دنبال کنم این بود که اسم انجمن معتادامن گمنام را از زبان فردی که به اصطلاح ترک کرده بود شنیدم.و مشتاق شدم ببینم تا چه حد راجب این انجمن حرف می زنن. مابین حرفهای رد و بدل شده تو این برنامه اسم na   اومد .ولی نه اون طور که شایسته ی این انجمن بود.برداشتی که من کردم این بود که انگار دلشون میخواست اینو به مردم بگن که این انجمن هیچ فرقی با سایر مراکز ترک اعتیاد نداره (البته کتمان حقیقت چیز غریبی تو این مملکت نیست) بماند!!!!!!!!!!!

من تا این برنامه تموم شد به ذهنم رسید این موضوع رو  تو وبلاگ بنویسم ، شاید دردی رو دوا نکنه ولی حداقلش وجدان خودم اسوده میشه .

این برنامه یا نباید اسمی از انجمن  na میاورد ، و یا اگه قرار بود اسمی اورده بشه لااقل دروغ نمی گفتند  .

شاید افرادی که این انجمن را خوب نمیشناسن فکر کنند این انجمن هم مثل بهزیستی یا سایر مراکز ترک اعتیاد است ، اما این در صورتی است که فرق این انجمن با سایر موسسات از زمین تا اسمونه.اما اینا (مسئولین) دلشون میخواد همه چی به کام خودشون باشه. اما این طور نیست این انجمن به هیچ نهاد و موسسه ای وابسته نیست. و اساس کار این انجمن گمنامی است.

میخوام به چندتا موضوع که تو این برنامه دیدم اشاره کنم

1_ اون فردی که برای ترک مراجعه کرده بود در مرحله ی اول رفت پیش مشاور ، و این در صورتی است که در این انجمن خدمات مشاوره صورت نمیگیرد.

2_اون شخص خودش اظهار می کرد که 6 ماه است که مواد مصرف نکرده  ولی راه افتاده بود تو خیابون و پارک ها داشت به هم دردهاش پیام میداد ، افرادی که با کار این انجمن اشنا هستند می دونن که تا شخصی 12 قدم رو تموم نکرده باشه نمی تونه پیام بده.

3_ و در جا دیگه ای این شخص گفتند من دارو مصرف میکنم ، و میتونم بگم که خوشبختانه تو این انجمن نه زمان ترک و نه بعد از پاکی، مصرف هر نوع داروی برای شخص معتاد ممنوع می شود و افراد بهبود یافته خوب میدانند که مصرف مسکن راهی برای لغزش است .

نه تنها من بلکه خیلی های دیگه میدونن تو زمینه ی ترک اعتیاد هیچ جایی مثل این انجمن جواب نداده .پس چرا دلشون نمیخواد مردم این جارو بهتر بشناسن . اما جای شکرش باقیه که کم کم این انجمن جایی خودش رو پیدا کرده و امیدوارم روزی بیاد که هیچ معتادی روی زمین نباشه .

 

به امید بهبودی تمام معتادان

نوشته شده توسط نارانانی در 23:28 | | لینک به این مطلب
یکشنبه دوم دی 1386
چگونگی عملکرد (بخش اخر)

ما احساس می کنیم که برخورد ما با بیماری اعتیاد کاملا ، واقع بینانه است . هیچ چیز ارزش درمانی کمک یک معتاد به معتاد دیگر را ندارد .ما معتقدیم که روش مان عملی است ، زیرا یک معتاد بهتر از هر کس دیگر قادر است یک معتاد دیگر را درک و کمک کند . ما معتقدیم که هر چه زودتر با مشکلات اجتماعی روزمره ی خود روبه رو شویم ، به همان نسبت سریع تر می توانیم تبدیل به اعضای قابل قبول تر ، مسئول و سازنده ی اجتماع خود شویم.

 

تنها را جلوگیری از فعال شدن مجدد اعتیاد ، خوداری از مصرف ، در همان بار اول است .اگر شما هم مثل ما هستید ، و میدانید که مصرف یک بار زیاد و هزار بار کافی نیست! ما بر روی این نکته قویا تاکید میکنیم.

زیرا می دانیم هر گونه ماده ی مخدر ، به هر شکلی و یا جایگزین کردن نوع دیگری به جای ان ، اتش اعتیادمان را دوباره شعله ور میکند .

 

تفاوت قائل شدن بین الکل و انواع دیگر داروهای مخدر ، باعث لغزش بسیاری از معتادان شده است.قبل از پیوستن به معتادان گمنام بسیاری از ما الکل را چیز جداگانه ای می دانستیم ، اما ما توان پرداخت این اشتباه را نداریم. الکل یک ماده ی مخدر است و ما افراد مبتلا به بیماری اعتیاد ، باید از هرگونه ماده ی مخدر پرهیز

کنیم تا بهبود یابیم.

این ها بعضی از سوالاتی است که ما از خود پرسیده ایم.

ایا مطمئنیم که می خواهیم مصرف مان را قطع کنیم؟

ایا فهمیده ایم که کنترل واقعی مواد مخدر در دست ما نیست؟

ایا تشخیص داده ایم در دراز مدت ، این ما نبوده ایم که از مواد مخدر استفاده کرده ایم ، بلکه مواد مخدر از ما استفاده کرده است ؟

ایا اختیار زندگی ما بارها به دست زندان ها و تیمارستان ها نیفتاده است ؟

ایا واقعا این حقیقت را پذیرفته ایم که تمام تلاش ما برای قطع مصرف ، یا کنترل مصرف با شکست مواجه شده است ؟

ایا اعتیاد ما را با کسانی که نمی خواستیم باشیم : یعنی به انسان های نا صادق ، متقلب و خود سر که با خود و هم نوعان شان در تضادند تبدیل نکرده است ؟

ایا واقعا باور می کنیم که به عنوان مصرف کنندگان مواد مخدر شکست خورده ایم؟

 

در دوران مصرف ، دنیای واقعی ان قدر برای ما درد اور شده بود که فراموشی را بدان ترجیح می دادیم.

ما سعی می کردیم درد خود را از دیگران پنهان کنیم . منزوی شده و در بند زندان هایی که از تنهایی خود ساخته بودیم ، روزگار می گذراندیم و بلاخره از روی ناچاری دست به دامن معتادان گمنام شدیم . وقتی ما  به na می اییم از لحاظ جسمانی ، روانی و روحانی ورشکسته ایم . ما ان قدر درد و بدبختی کشیده ایم که برای پاک ماندن حاضر به انجام هر کاری هستیم.

 

تنها امید ما دنبال کردن رد پای کسانی است که مشکل ما را داشته و راه نجات را پیدا کرده اند و بدون در نظر گرفتن این که ما که هستیم ، از کجا امده ایم ، یا چه کرده ایم ، ما را  در na  می پذیرند . اعتیاد ، وجهه مشترکی

به ما می دهد که یکدیگر را درک کنیم.

 

به دنبال شرکت در چند جلسه ، به مرور این احساس در ما به وجود می اید که سرانجام به جایی تعلق پیدا کرده ایم . در این جلسات ، با قدم های دوازده گانه معتادان گمنام ، اشنا می شویم و چگونگی به کار گرفتن قدم ها را به ترتیبی که امده اند می اموزیم و به طور روزانه از ان ها استفاده می کنیم .این قدم ها مشکل گشای ما هستند و حیات ما بدان ها بستگی دارد .

ان ها خط دفاعی ما در را برابر بیماری کشنده ی اعتیاد تشکیل می دهند.

 

قدم ها اصولی هستند که بهبودی ما را ممکن می سازند

 

                                                                                           "    کتاب پایه "

 

نوشته شده توسط نارانانی در 14:4 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386
چگونگی عملکرد

اصولی که بهبودی را ممکن می سازد

1-     ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.

2-     ما به این باور رسیدیم که یک  نیروی برتر می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند .

3-     ما تصمیم گرفتیم که اراده  و زندگی مان را به مراقبت خداوند ، بدان گونه که او را درک میکردیم، بسپاریم.

4-     ما یک تراز نامه ی اخلاقی بی باکانه و جستجو گرانه از خود تهیه کردیم.

5-     ما چگونگی دقیق خطاهای مان را به خداوند ، به خود و به یک انسان دیگر اقرار کردیم.

6-     ما امادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه این نواقص شخصیتی ما را بر طرف کند.

7-     ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را بر طرف کند.

8-     ما فهرستی از تمام کسانی که به انها صدمه زده بودیم تهیه کردیم و خواستار جبران خسارت از تمام انها شدیم .

9-     ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم ، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران لطمه بزند.

10- ما به تهیه تراز نامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم سریعا اقرار کردیم .

11- ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقا ء رابطه اگاهانه خود با خداوند ، بدان گونه که او را درک میکردیم شده و فقط جویای اگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.

12- با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها ما کوشیدیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا در اوریم.

 

این دستور العمل ، مشکل به نظر می رسد و ما نمی توانیم ان را به یکباره انجام دهیم.اما...... ما یک روزه معتاد نشده ایم . بنابراین به خاطر داشته باشید که به خودتان سخت نگیرید.تنها مسئله ای که بیش از هر چیز